بر زمره زانتيا سواران صلوات
در قحطي نان و عشق در شهر و دهات،
در خواب همي گفت به من پير هرات:
«قنديل بلا به كامتان شاخ نبات،
بر زمره ي زانتيا سواران صلوات!»
امام ودو جريان سياسي كشور
لازمه پویایی ودر مسیر ماندن هر جریان فکری وسیاسی رصد دائمی ضعف ها وقوتها وتطبیق آن با زمان ونیازهای آن است واز سوی دیگر میتوان به عنوان یک سنت تاریخی مدعی بود که کمتر جریان سیاسی وحتی مذهبی در طول تاریخ بوده است که پس از مدتی دچار شکاف-انشقاق وانشعاب نشده باشد. ازمطالعه فرقه های مختلف شیعه وسنی گرفته تا احزاب سیاسی معاصر ایران این سنت قابل مشاهده است.اصولا تحقق اهداف اولیه ی یک مجموعه وبلوغ تشکیلاتی یک تشکل یا ثبات نیروی انسانی موثر یک مجموعه سیاسی میتواند منجر به خروج فرزندان جدید از دل جریان شود . بعد ازخروج ملی گراها وبنی صدر از چرخه ی حاکمیت واز مهرماه سال ۱۳۶۰ تا اواخر سال ۶۶ تقریبا نیروهای خط امام بدون انشعاب رسمی در قالب حزب جمهوری اسلامی (تا مدتی )جامعه روحانیت مبارز تهران وجمعیت موتلفه اسلامی وسازمان نیمه تعطیل مجاهدین انقلاب فعال بودند . در زمستان سال ۱۳۶۶ ودر آستانه انتخابات مجلس سوم گروهی از« روحانیت مبارز تهران» که تقریبا اعضای جوانترآن را تشکیل میدادند اقدام به تشکیل تشکلی با عنوان «مجمع روحانیون مبارز تهران » نمودند وبرای مشروعیت بخشی به آن بعد از تشکیل در تاریخ ۲۵/۱/۶۷ نگاه خود را در قالب یک نامه به امام منتقل واز امام کسب تکلیف نمودند . در بخشی از این نامه که به امضای افرادی مانند :مهدی کروبی .سید محمد خاتمی .سید محمد علی ابطحی .موسوی لاری .هادی غفاری . وصادق خلخالی و... رسیده است میخوانیم :«خط مشی ما از اصولی است که به طور جامع در پیام حج سال گذشته (سال حوادث خونین مکه) که به حق منشور انقلاب نام گرفت میباشد . خط مشی ای که در نامه ها وپیامهای پس از آن به ویژه در تبیین اسلام ناب محمدی (ص) بیان ومرزها وتفکیک آن از اسلام آمریکایی آمده است ترسیم فرموده اید وامید واطمینان داریم که با این میثاق الهی ودر این تشکل جدید بهتر به وظیف یاسلامی خود عمل کنیم ودینی که به انقلاب واسلام وملت فداکار و مجاهد ایران وشهداءعزیزداریم اداء نماییم .اینکه اعضای این تشکل جدید بعد ازفوت امام وخصوصا دردوران اصلاحات چقدربه این«میثاق الهی»و«اسلام ناب محمدی(ص) ونفی «اسلام امریکایی» پاي فشردند بسيار قابل تامل وتعمق است كه در اين يك مختصر نمي گنجند كما اينكه برخي از امضا كنندگان آن نامه بصورت زلال وشفاف همچنان برخط امام مانده اند وبر ميثاق پايبند هستند .از دلايل عمده ايجاد اين تشكل وانشعاب از تشكل مادر ، نوع تلقي آنان از ولايت فقيه ونوع نگاه آنان به اقتصاد بود .برخي از افراد اين جريان در مجلس سوم به عنوان راديكالها نام گرفتند كه تندروي آنان در سياست خارجي خصوصاً مسئله فلسطين ومبارزه با آمريكا بسيار برجسته بود .در تاريخ 10/8/1367 حضرت امام (ره) در پاسخ به نامه حجت السلام محمد علي انصاري كه از جمله امضاء كنندگان نامه تشكيل مجمع روحانيون مبارز به امام است (متاسفانه نامه ايشان در صحيفه نور نيامده است اما از پاسخ امام روشن است كه امام به نامه ايشان پاسخ گفتند وچنين استنباط ميشود كه ايشان نسبت به عملكرد جناحها اعتراض داشتند ) مواردي را به هردو جناح عمده كشور متذكر ميشود كه بعداً به عنوان منشور برادري نام گرفت .امام (ره) در اين نامه بسيار مهم ضمن طبيعي دانستن اختلاف سليقه ها وبالاتر از آن اختلاف فقهاي اسلام در حوزه هايي مانند: معادن زيرزميني ، پيوند اعضاي بدن انسان ،قطع درختان ،جلوگيري از مواليد ، حدود آزادي ، چگونگي انجام فرائض در سير هوائي ، ولايت فقيه و... را برشمردند ومتذكر شدند:« اگر اختلاف زير بنايي واصولي شد ، موجب سستي نظام ميشود واين مسئله روشن است كه بين افراد وجناحهاي موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد صرفاً سياسي است ولو اينكه شكل عقيدتي به آن داده شود »ودر ادامه ميفرمايد :«هر دو جريان بايد كاملاً متوجه باشند كه موضع گيريها بايد به گونه اي باشد كه در عين حفظ اصل اسلام براي هميشه تاريخ حافظ خشم وكينه انقلابي خود ومردم عليه سر مايه داري غرب ودر راس آن آمريكاي جهانخوار و... باشند، هر دو جريان تلاش كنند كه ذره اي از سياست نه شرقي و نه غربي عدول نشود واگر ذره اي از آن عدول شود آن را با شمشير عدالت اسلامي راست كنند.» ودر پايان ميفرمايد:« خداوندا تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جريان بگويم گفتم ، حال خود دانند .البته يك چيز مهم ديگر هم ممكن است موجب اختلاف گردد – كه آن حب نفس است كه اين ديگر اين جريان وآن جريان نميشناسد .» با گذشت حدود 19 سال از ارتحال آن امام (ره) تيزبين وهوشيار لازم است عملكرد ومشي وميزان پايبندي جناحهاي عمده كشور به راه امام بازخواني وتوسط جريان دانشجويي منتقد وعدالتخواه زير ذره بين قرار داده شود وزايش هاي هردو جناح وميزان پايبندي آنان به اصول انقلاب وابراز برائت يا همراهي دو دسته اصلي ( جامعه روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز ) نسبت به آنان مرورگردد.آن موقع شايد بفهميم كه آيا جريانات سياسي هنوز برسر آمريكا فرياد ميزند؟ كدام جريان به محض شنيدن يك خبر درباره احتمال برقراري رابطه با آمريكا خشمگين يا آب از لب و لوچه اش سرازير ميشود؟ كدام جريان در قبال كساني كه با صداي بلند برليبرال بودن حزب خود افتخار ميكنند ( مرعشي وكرباسچي از حزب كارگزاران )سكوت كرده اند واعضاي كدام جريان قصد دارد« ولايت فقيه رادر حد ملكه انگلستان تشريفاتي كنند» واعضاي كدام جريان معتقدند «ما ولايت فقيه را زمان امام هم قبول نداشتيم اما به حرمت امام....» وبالاخره پيشنهاد نوشيدن جام زهر را با استفاده از تجربه پذيرش قطعنامه، در مسئله ي رابطه با آمريكاي جهانخوار تجويز ميكنند . حاميان كدام جريان عصمت والگو بودن پيامبر واهل بيت را با نگاه به اصلاح آكادميك به مسخره گرفتند ونهايتاً در مقابل كساني كه امام را « به موزه تاريخ سپردند» سكوت واحياناً حمايت كردند. كدام جريان به دنبال زنده كردن كساني است كه امام آنان را فاقد هرگونه صلاحيت براي اداره كشور دانست وكدام جريان در پرتو شعار «ايران براي همه ي ايرانيان » معتقد است بايد ساواكي ها هم درحكومت مشاركت كنند .به نظر ميرد در آستانه ي دهه ي چهارم انقلاب بايد « منشور برادري » يك با ديگر در عرصه ي دانشگاه باز شود وجريان دانشجويي كشور هر دو جريان را با اين منشور بالانس نمايد تادر مسير امام (ره) و انقلاب پايدار بمانيم
انشاالله
مدير مسئول ماهنامه بيداري اسلامي